close
متخصص ارتودنسی
داستان کف خیابون(2) - قسمت 22

تبلیغات

ما را دنبال کنید

جستجوگر

آمارگیر

  • :: آمار مطالب
  • کل مطالب : 461
  • کل نظرات : 72
  • :: آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 1
  • تعداد اعضا : 29
  • :: آمار بازديد
  • بازديد امروز : 191
  • بازديد ديروز : 435
  • بازديد کننده امروز : 48
  • بازديد کننده ديروز : 112
  • گوگل امروز : 21
  • گوگل ديروز: 79
  • بازديد هفته : 626
  • بازديد ماه : 9,792
  • بازديد سال : 69,696
  • بازديد کلي : 350,938
  • :: اطلاعات شما
  • آي پي : 54.158.208.189
  • مرورگر :
  • سيستم عامل :

کدهای اختصاصی

مشکل

متاسفانه به علت بروز مشکل و خرابی در سیستم رزبلاگ اکثر داستان ها پاک شده اند , متاسفانه امکان بازگشت مطالب فعلا وجود ندارد . 

«قسمت بیست و دوم»

داشتم تو ذهنم به مطالب سعید و مجید دقت میکردم که عمار اومد و رشته افکارم پاره شد. عمار گفت: «حاجی یکی از خانمای کد 22 روی شبکته! الان آن میشی؟»

گفتم: «حتما ... بسم الله ...»

من و عمار و اون خانمه آن شدیم و شروع به گفتگو کردیم.

خانمه گفت: «این چهره که به نام ترانه درخواست تعیین سرنوشت کردید، چهره خاصی هست. چون ما تونستیم این چهره را از تلفیق شش چهره دیگه که همگی از استان های مختلف کشور هستند به دست بیاریم.»

با تعجب گفتم: «ینی چی؟ ینی شش نفر نزدیک به این چهره پیدا شده؟!»

اون خانمه گفت: «گفتم به شش چهره نزدیکه اما نکته مهمی که ازش فهمیدم اینه که دو یا سه بار جراحی جدّی چهره داشته. از اون نوع جراحی ها که گاهی ممکنه نیمی از صورت یا چهره را منهدم و یا تغییر بده و از نو بسازه!»


من فقط نگاش میکردم و داشتم با معلومات قبلیم مچ میکردم اما خیلی برام گنگ و هنوز برای قضاوت زود بود.

گفتم: «بنظر میرسه این نوع جراحی در این سن تقریبی بیست تا بیست و پنج ساله که از این خانم حدس زدیم، از دو حال خارج نیست: یا بر اساس تصادف دچار مشکلات جدی چهره شده و دست به تعمیر زده و یا ..........»

گفت: «دقیقا مشکل ما با همین احتمال دوم شماست. چون از بین کسانی که این نمونه جراحی را انجام میدادند که حدودا تعدادشون در کل ایران، 19 نفر هست، کسی به پرونده این خانم دسترسی نداره. این ینی احتمال اول منتفیه و کسی جراحی تصادف و تغییر ساختار چهره برای این بنده خدا انجام نداده! البته همش به این شرط هست که این خانمه از خارج نیومده باشه!»

گفتم: «پس فقط میمونه احتمال دوم! بله؟»

گفت: «دقیقا ... بنده و کارشناسان ما به همین نتیجه شما رسیدند!»

رو کردم به عمار و یواش گفتم: «عمار پاشنه کفشت را بکش که خیلی کار داریم! تا من با این خانم خدافظی میکنم، به بچه ها بگو بیان اطاق من!»

عمار رفت ...

رو کردم به مانیتور و به خانمه گفتم: «نکته دیگه ای هست که باید بگید؟»

خانمه گفت: «یه مسئله جزئی دیگه هم هست که بنظرم جای کار داره و اونم اینه که هیچ اثر و گزارشی در خصوص ترانه ثبت نشده!»
گفتم: «آره ... همین یه کم دردسر ما را زیاد کرده!»

گفت: «ینی ممکنه ......؟»

حرفشو قطع کردم و گفتم: «آره ... ممکنه یه نفر جدید الجذب و تازه نفس باشه که وارد این چرخه شده!»

خانمه سرش را انداخت پایین و خنده عصبی و تعجب آمیزی زد و نمیدونست بنده خدا چی باید بگه؟!

خدا فظی کردیم.

رو کردم به بچه ها و گفتم: «مجید لطفا ردیابی و تشخیص هویت خط و اکانت ترانه از طریق پیامایی که این پسره واسه اون داده! یه کم دقیق تر میخوام ... حتی اکانت های مرتبطش هم میخوام!»

(اکانت مرتبط: دارای دو معنی است: یکی اکانت اشخاص دیگه که با این خط در ارتباط هستند و تبادل دارند. دوم اکانت های خود شخص که روی خط های دیگه است اما روی یک دستگاه قرار دارد!)

رو کردم به سعید و گفتم: «سر سلسله اشخاصی که پیام الله اکبر را به تازگی به بقیه دادن و از بقیه دعوت کردن که بیان پشت بام و الله اکبر بگن! واسم مشخص کن.»

این دو نفر راهی شدند. به عمار گفتم: «عمار پاشو برو یه تحقیق کن ببین این دختره کجا جراحی کرده؟ خب وقتی 19 تا توی کل ایران هستن که این تیپ کارها را میکنن اما ترانه پیش هیچکدومشون نبوده، فقط یه احتمال داخلی میمونه دیگه!»

عمار خیلی صریح و محکم گفت: «آره دیگه ... ینی فقط ممکنه این کار غیر قانونی انجام شده باشه!»

گفتم: «دقیقا ... پاشو یه لیست از آدمای گنده و باسوادی که توی این کار بودن اما محکوم یا ممنوع الکار شدن ولی دارن یواشکی تو مطبشون کار میکنن را واسم پیدا کن! اول ببین چند نفرن؟ اگه دیدیم زیادن، باید پالایش بشن ... فقط عمار یه کم سریعتر!»

عمار گفت: «چشم اما فکر نکنم کمتر از یکی دو روز طول بکشه ها! حالا بذار برم تو کارش ... خدا بزرگه! دیگه کاری با من نداری؟»

گفتم: «نه گلم ... فقط مراقب زیباییات باش!»

پوزخندی زد و رفت!

ادامه دارد ...

:white_check_mark: دلنوشته های یک طلبه
@mohamadrezahadadpour

برچسب ها

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

نظرات ارسال شده

ممکن است به این موارد نیز علاقه مند باشید: