close
متخصص ارتودنسی
داستان کف خیابون(2) - قسمت 54

تبلیغات

ما را دنبال کنید

جستجوگر

آمارگیر

  • :: آمار مطالب
  • کل مطالب : 481
  • کل نظرات : 72
  • :: آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 3
  • تعداد اعضا : 29
  • :: آمار بازديد
  • بازديد امروز : 440
  • بازديد ديروز : 367
  • بازديد کننده امروز : 94
  • بازديد کننده ديروز : 86
  • گوگل امروز : 97
  • گوگل ديروز: 142
  • بازديد هفته : 807
  • بازديد ماه : 5,990
  • بازديد سال : 84,651
  • بازديد کلي : 365,893
  • :: اطلاعات شما
  • آي پي : 54.196.190.32
  • مرورگر :
  • سيستم عامل :

کدهای اختصاصی

مشکل

متاسفانه به علت بروز مشکل و خرابی در سیستم رزبلاگ اکثر داستان ها پاک شده اند , متاسفانه امکان بازگشت مطالب فعلا وجود ندارد . 

«قسمت پنجاه و چهارم»

 

نوشتم: «قوی ترین چیزی که به حدستون کمک کرد چی بود؟»

 

چیزی گفت و صحنه هایی دیدم که بعدش دیگه نمیتونستم بشینم یا بخوابم رو تخت. باید پامیشدم و راه میرفتم و حتی بیمارستان را ترک میکردم و برمیگشتم دل میدون!

 

گفت: «حاجی دیگه نیازی به حدس و این چیزا نیست. البته به نظر من. چون هنوز 20 ساعت از وقایع دیشب و صبح نگذشته که این فیلمی که دارم براتون ارسال میکنم در شبکه رسمی «سلطنت طلب» (شبکه ایرانیان آریایی) پخش شده:

 

 

 

آرین وطن خواه (مجری و مدیر کانال سلطنت طلب که به امپراتوری دروغ پراکنی و فحاشی علیه نظام اسلامی معروف شده) داشت میگفت:

 

صبح امروز، طی حملات و درگیری هایی که از شبهای گذشته توسط بسیجیان و جنایتکاران آخوندی و رژیم خامنه ای بر مردم به ستوه آمده روا داده شده، مطلع شدیم که متاسفانه جسدهای بی جان هم وطنان بسیاری در سردخانه ها و پزشکی های قانونی وجود دارد که از آن جمله هم وطنان، دختر و پسر جوان و بیگناهی وجود داشتند به نام های .............. و ............... این دو جوان ناکام و بی گناه، که پدر مظلومشان در سال 77 و در جریان قتل های زنجیره ای به آغوش مرگ سپرده شد، در جریان دستگیری های گسترده دیشب توسط سپاه پاسداران دستگیر و پس از انتقال به مکان نامعلوم، آنها را وحشیانه به قتل رسانده و جسدشان را به خاک سپردند.

 

به گزارش یکی از هم وطنان به ستوه آمده که طرفدار مردم است و خواسته که نامش فاش نشود، این خواهر و برادر، مورد شکنجه های شدید و ضربات وحشیانه ای از ناحیه سر و گردن قرار گرفته و سپس به قتل رسیدند.

 

اینجانب از طرف خود و همچنین دفتر آزادی ایران آریایی و «شاهزاده» بزرگمان به همه وطن پرستان و آزادی خواهان، علی الخصوص مادر هنرمند و داغدارشان تسلیت گفته و امیدوارم هر چه سریعتر، تقاص خون آن جوانان و همه مقتولین شبهای گذشته تهران و سایر شهرهای ایران، توسط جوانان معترض و شجاع آریایی گرفته شود.

 

به گزارش امیر مهدی از خیابان ارم شیراز، که در جمع معترضان حضور دارد توجه کنید: 

 

درود مهدی جان!

 

چه خبر از شیراز؟»

 

بد نیست یه بیوگرافی مختصر از آرین وطن خواه بدونید:

 

حسین مولوی با نام مستعار، آرین وطن خواه زاده ١١ مهر ١٣٣٤ است.پدر او محمد حسین مولوی و مادرش اختر کرم بیگی می باشد، پدر آرین وطن خواه زمانی از خادمان مسجد سیدالشهدا محله مولوی بوده است و مادرش معروف به اختر خانم در بین زنان محله مولوی تهران از احترام خاصی برخوردار بود.

 

آرین وطن خواه از سن هفت سالگی در کارگاه آهنگری پدر مشغول به کار شد و همزمان در مدرسه جاوید تحصیلات پایه خود را آغاز کرد.آرین وطن خواه(حسین مولوی) از سن ١٢ سالگی به مکتب قرآن کاک احمد ملاباشی رفته و به اصرار پدر با صرف و نحو عربی و سوره های قرآن آشنا شد.

 

وی بعد از فوت پدرش علیرغم استعداد خوبش در تحصیل، سرانجام در سن ١٦ سالگی درس و مدرسه را رها کرد و در فرش فروشی دایی پدرش معروف به حاج محمد به عنوان پادو مشغول به کار شد. تنها ٢٠ سال احتیاج بود تا آرین وطن خواه تبدیل به یکی از تاجران موفق فرش تهران شود.

 

همسر اول او با نام مهین مطیعی فرزند یکی از سرمایه داران و فروشندگان موفق فرش تهران بود، وی از همسر اولش هیج فرزندی ندارد و سرانجام پنج سال پس از ازدواجش در سال١٣٥٨ به دلیل نازا بودن مهین، از او طلاق گرفت.

 

آرین وطن خواه تا سال ١٣٧٠ ازدواج نکرد و چند سال بعد بدلیل علاقه شدید به دختری لهستانی مجددا ازدواج کرد. آرین وطن خواه از او دختری به نام مریم با نام مستعار (پریا) دارد. او در سال١٣٨٢ سرپرستی دو کودک ایرانی را به عهده گرفت.

 

آرین وطن خواه بعد از انقلاب و در حالی که اکثر ثروتمندان کشور را ترک کرده بودند در ایران ماند و در خیابان جمهوری تهران مشغول فعالیت های تجاری خود شد.

 

گفته می شود یک خریدار ایتالیای در معامله ای سنگین مبلغ ٥٨٠ میلیون تومان از او کلاهبرداری کرده بود و باعث ورشکستگی سنگین او شده بود. آرین وطن خواه بعد از ارسال نامه به رئیس جمهور وقت خواستار دریافت وامی با بازپرداخت طولانی مدت شد اما با جواب منفی کارمندان نهاد ریاست جمهوری مواجه شد. وطن خواه نامه ای دیگر به بیت رهبری نوشت و خواستار پیگیری پرونده اش از طریق پلیس اینترپل شد.

 

آرین وطن خواه بعد از فروش خانه شخصی اش در نارمک تهران واقع در محله گلبرگ شرقی، همراه همسر و فرزندانش ایران را به مقصد ترکیه ترک کرد و سرانجام پس از یک سال زندگی در ترکیه اقامت ایالت متحده آمریکا را دریافت کرد.

 

یک سال بعد از ورود به آمریکا و مستقر شدنشان، پریا وطن خواه دختر آرین وطن خواه با مردی به نام محسن تکلو آشنا شد. چهار ماه بعد پریا به دلیل مصرف مشروبات الکلی و ماریجوانا در منزل محسن تکلو از دنیا رفت.

 

علیرضا نوزی زاده در برنامه خانه پدری در قسمت ٢٤١ گفته بود که؛ بعد از این که محسن تکلو با اورژانس تماس می گیرد از ترس پلیس و عواقب مرگ پریا، سوار اتوموبیلش می شود و به طرف مونتانا(مانتانا) فرار می کند، زمانی که دستگیر می شود به پلیس واقعیت را می گویید اما آقای وطن خواه فکر می کند که جمهوری اسلامی دخترش را کشته .اصلا آقای وطن خواه سیاسی نبود و سرش تو لاک خودش بود.

 

من فکر میکنم علاوه بر داغ از دست دادن فرزند، مسئله نداشتن اقامت باعث شد تا دل را به دریا بزند و اولین نامه خود را به آقای خامنه ای بنویسد تا پناهده شود. من فکر می کنم آقای وطن خواه هوشمندانه گرین کارتش را گرفت و با داخل کردن دخترش در یک ماجرای خیالی دل پیر زن و پیرمردهای سلطنت طلب را به دست آورد و حالا هم که نانش در روغن است.

 

آرین وطن خواه اکنون مدیر تلویزیون ایران آریایی و یک فرش فروشی بزرگ به نان (pardis) در لس آنجلس آمریکا می باشد و موفق شده از طریق جذب کمک های نقدی اموال از دست رفته خود را باز گرداند. او در این شبکه به سخنرانی و اجرای برنامه های تک نفره علیه جمهوری اسلامی ایران مشغول است. او هم اکنون یکی از پر نفود ترین رهبر مخالفان جمهوری اسلامی ایران است.

 

شهرام همایون در مورخ٢٢/٨/١٣٩٥در برنامه رادیویی ٢٠١ رادیو لس آنجلس با زبان طنز آرین وطن خواه را تاجر فرش و فروشنده ارواح معرفی کرد او در این مصاحبه زنده گفت: او زرنگ و باهوش است وگرنه کمتر کسی می تواند از ورشستگی خود را نجات داده و توسط مردم و به بهانه های واهی مجددا ثروتمند شود.

 

سعید شمیرانی در برنامه آنلاین خود در یوتیوب آرین وطن خواه را زرنگ و باهوش معرفی کرد و گفته بود: زمانی که نزدیک بود اسرار کاری اش را بفهمم توبیخ شدم اما دخی عبدی از او اسنادی جمع آوری کرد و ٥٠ هزار دلار باج گرفت. شمیرانی معتقد است تمامی ماجرای سو شدن توسط دخی عبدی دروغ بوده و دعوایی زرگری بیش نبوده است.

 

همه این حرفها را زدم که بدونید اولین شبکه ای که در کمتر از بیست ساعت، سناریوی انداختن قتل اون دختر و پسر را به گردن جمهوری اسلامی ایران نوشت و اجرا کرد، شخص نامبرده بود. او خیلی هنرمندانه (بخوانید: ناجوانمردانه) این شو را اجرا کرد و تا مدتها اذهان عمومی را متوجه قتل این دو نفر کرد.

 

و این معنا و مفهوم خاصی را برای ما تداعی میکرد. معنایی که از دو جهت قابل توجه بود:

 

1.شیوه برنامه ریزی برای قتل مردم

 

2.انداختن آن قتل ها به گردن نظام

 

و هر آدم احمقی هم میدونه که کسی میتونه اینجوری صحنه گردانی کنه که از بازوهای اجرایی و میدانی خاص خودش برخوردار باشه!

 

ادامه دارد...

 

#دلنوشته_های_یک_طلبه 

@hadadpour

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

نظرات ارسال شده

ممکن است به این موارد نیز علاقه مند باشید: